أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
5
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
سورة المجادلة مدنيّة و هي اثنتان و عشرون آية بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ [ سوره المجادلة ( 58 ) : آيه 1 ] بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ( 1 ) اين سوره مدنى است بيست و دو آيت است « 1 » از رسول خداى روايت است كه : هر كه اين سوره بخواند او را از جملهء حزب خداى و لشكر وى نويسند . [ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ ] بدرستى كه بشنيد خداى تعالى گفتار زنى را كه با تو اى محمّد مجادله ميكرد و سخن ميگفت در حقّ شوهر خويش و با خداى شكايت ميكرد از بدى حال خويش و خداى تعالى مىشنيد سخن گفتن شما با يكديگر و جواب گفتن يكديگر را ، بحقيقت كه خداى تعالى شنوا و بيناست ؛ گفتار خلقان شنود و كردار ايشان بيند . اين زن را خوله نام بود از جملهء انصاريان از قبيلهء خزرج و شوهرش أوس بن الصامت « 2 » بود اين زن در نماز بود شوهرش درو نگاه ميكرد شهوت برو غالب شد چون از نماز فارغ شد خواست تا با وى خلوت كند او منع كرد و نگذاشت ؛ أوس از حدّت و گرمى كه ويرا بود زن را گفت : انت علىّ كظهر امّى تو بر من چون پشت مادر منى ، آنگه پشيمان شد بر آنچه گفته بود و ظهار و ايلاء از طلاق اهل جاهليّت بود ، زن را گفت : گمان من چنان است كه تو بر من حرامى ، زن گفت : برو از رسول بپرس ، گفت : من شرم دارم ، زن گفت : من مىپرسم ، بيامد رسول بحجرهء
--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « و چهار صد و هفتاد و سه كلمه است ، و هزار - و هفتصد و نود و دو حرف است » . ( 2 ) - خزرجى در خلاصهء تذهيب الكمال گفته : « أوس بن الصامت الانصارىّ أخو عبادة صحابىّ له حديثان و هو الّذى ظاهر من امرأته ، روى عنه عطاء و لم يدركه ؛ قال ابن حيّان : مات أيّام عثمان » .